اسماعيل ناظم
70
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
، نه مكانى دارند و نه در آنها جابهجائى و حركت مكانى متصور است . جواهر مجرد به دو دسته تقسيم مىشوند : نفوس و عقول . 4 / 2 - نفس مقصود از نفس جوهر مجردى است كه در جاندارانى مانند انسان و حيوانات رفتارهاى حياتى را انجام مىدهد ، نظير تنفس و تغذيه و رشد و توليد مثل و سازگارى با محيط و احساس و حركت ارادى ، و در انسان ، علاوه بر اينها ، تفكر هم مىكند . رفتارهاى حياتى ، بويژه احساس و حركت ارادى و تفكر ، پديدههاى بسيار پيچيدهاى هستند كه با رفتارهاى غير حياتى ، مانند ميعان و حلاليت آب و درخشندگى طلا و امثال آنها ، تفاوت اساسى دارند و به همين دليل موجب طبقه بندى موجودات به جاندار و بيجان مىشوند . ويژگى بارز نفس ، كه آن را از جواهر مادّى متمايز مىكند ، اين است كه كارهائى را كه انجام مىدهد . به طرز يكنواخت انجام نمىدهد ، بر خلاف جواهر مادّى كه رفتار آنها به طرز يكنواخت از آنها سر مىزند ؛ به تعبير فيلسوفان ، النّفس قوة تصدر عنها الأفعال لا على و تيرة واحدة . مقصود از اين ويژگى دقيقا اين است كه ممكن است از نفس ، كه فاعل رفتارهاى انسان و حيوانات است ، در اوضاع و احوال مادّى يكسان ، رفتارهاى گوناگون ، بلكه متضاد ، سر بزند ولى ممكن نيست از جوهر مادّى ، در اوضاع و احوال مادّى يكسان ، رفتارهاى گوناگون سر بزند ، هر جوهر مادّى در اوضاع و احوال مادّى مشابه رفتارهائى مشابه دارد . اين ويژگى را با اين زبان نيز مىتوان بيان كرد كه جواهر مادّى كاملا مقهور نيروهاى طبيعتاند ؛ يعنى ، رفتار آنها بستگى كامل به عوامل و شرائط مادّى دارد . بر خلاف آن ، نفس از طبيعت نوعى استقلال ، و بلكه بر آن نوعى تسلط دارد ، چنين نيست كه صددرصد مقهور قوانين طبيعت باشد ، بلكه بسته به قوت و ضعف نفس و ناقص يا كامل بودن آن مىتواند در محدودهاى كم يا زياد بر خلاف قوانين طبيعت رفتار كند . ويژگى بارز ديگر نفس ، كه آن را از عقل متمايز مىكند ، اين است كه نفس در انجام دادن كارهاى خود به ابراز مادّى ، يعنى به بدن ، محتاج است . نياز نفس به